نمیدانم درسکوت شب چه حکمتی است که مرا بی خواب میکندو بسوی خود میکشاند !

نمیدانم شاید تنها شب است که به زمزمه هایم گوش خواهد کرد !

 بگو با من ! که تنها نیستم ! بگو که باتو هستم دربیکران دریا ، درآبی آسمان ها ، در جای جای

شب و درگذر از تاریکی ها !

بگو با من ! همسفرمن ،که درگذر از جاده های انتظار احساست خواهم کرد و تو فراتراز ازاندیشه من

پای بر کویردلم خواهی گذاشت!

بگو با من !