من و شب
نمیدانم درسکوت شب چه حکمتی است که مرا بی خواب میکندو بسوی خود میکشاند !
نمیدانم شاید تنها شب است که به زمزمه هایم گوش خواهد کرد !
بگو با من ! که تنها نیستم ! بگو که باتو هستم دربیکران دریا ، درآبی آسمان ها ، در جای جای
شب و درگذر از تاریکی ها !
بگو با من ! همسفرمن ،که درگذر از جاده های انتظار احساست خواهم کرد و تو فراتراز ازاندیشه من
پای بر کویردلم خواهی گذاشت!
بگو با من !
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 2:42 توسط پروانه
|